اصطلاحات مسابقه به انگلیسی
مسابقه از دیرباز جزء جدایی ناپذیر زندگی بشر بوده اند، به طوری که در همه فرهنگ ها و تمدن ها جایگاه ویژه ای دارند. این رقابت ها می توانند در زمینه های مختلفی چون ورزش، علم، هنر و حتی کسب و کار باشند. زبان انگلیسی به عنوان یکی از پرکاربرد ترین زبان های دنیا، تنوع گسترده ای از اصطلاحات و کلمات را برای بیان مفهوم “مسابقه” در اختیار دارد. از رقابت های رسمی و حرفه ای تا مسابقات دوستانه و سرگرم کننده، هر یک از این اصطلاحات دارای معنای خاصی هستند که به فهم بهتر مفهوم و نوع مسابقه کمک می کنند. در این مقاله، به بررسی انواع کلماتی که در زبان انگلیسی برای بیان مسابقه به کار می روند خواهیم پرداخت و تفاوت ها و کاربرد های هر یک از آن ها را بیان می کنیم. با ما همراه باشید.
Competition
رقابت: رقابتی بین افراد، گروه ها، یا تیم ها در زمینه های مختلف (ورزش، تجارت، تحصیلات، هنر و … )
- مثال “There is a lot of competition in the tech industry.”
- ترجمه: “در صنعت فناوری رقابت زیادی وجود دارد.”
Contest
مسابقه: رقابتی که اغلب بر اساس مهارت یا استعداد خاصی برگزار می شود.
- مثال“She won first place in the singing contest.”
- ترجمه: “او در مسابقه آواز خوانی مقام اول را کسب کرد.”
Race
مسابقه سرعت: رقابتی که در آن شرکت کنندگان تلاش می کنند تا در کوتاه ترین زمان ممکن به خط پایان برسند.
- مثال “He won the race by a narrow margin.”
- ترجمه: “او با فاصله کمی مسابقه را برد.”
Tournament
مسابقات چند مرحله ای: رقابتی که شامل چندین دور یا مرحله است و شرکت کنندگان در آن برای کسب مقام نهایی به رقابت می پردازند.
- مثال “The tennis tournament lasted for two weeks.”
- ترجمه: “مسابقات تنیس دو هفته به طول انجامید.”
Championship
قهرمانی: رقابتی برای تعیین بهترین فرد یا تیم در یک رشته خاص.
- مثال “They won the national basketball championship.”
- ترجمه: “آن ها قهرمانی ملی بسکتبال را کسب کردند.”
Match
مسابقه: رقابتی که بین دو تیم یا دو فرد برگزار می شود.
- مثال “The football match was very exciting.”
- ترجمه: “مسابقه فوتبال بسیار هیجان انگیز بود.”
Game
بازی: هر نوع رقابتی که برای سرگرمی یا رقابت برگزار می شود.
- مثال “They played a game of chess.”
- ترجمه: “آن ها یک بازی شطرنج بازی کردند.”
Playoff
پلی اف: دور های نهایی مسابقات که برای تعیین قهرمان برگزار می شوند.
- مثال “The team made it to the playoffs.”
- ترجمه: “تیم به مرحله پلی اف رسید.”
Cup
جام: مسابقاتی که برنده نهایی آن یک جام دریافت می کند.
- مثال “They won the World Cup.”
- ترجمه: “آن ها جام جهانی را بردند.”
League
لیگ: مجموعه ای از تیم ها یا افراد که در طول یک فصل برای کسب مقام اول به رقابت می پردازند.
- مثال “The Premier League is very competitive.”
- ترجمه: “لیگ برتر بسیار رقابتی است.”
Challenge
چالش: رقابتی که در آن فرد یا تیم به چالش کشیده می شود تا توانایی ها و مهارت های خود را نشان دهد.
- مثال “She accepted the challenge to climb the mountain.”
- ترجمه: “او چالش صعود به کوه را پذیرفت.”
Event
رویداد: هر نوع فعالیت رقابتی که در یک زمان و مکان خاص برگزار می شود.
- مثال“The athletic event was well-organized.”
- ترجمه: “رویداد ورزشی به خوبی سازماندهی شده بود.”
Meet
دیدار: مسابقه یا مجموعه ای از مسابقات، به ویژه در ورزش های انفرادی مانند شنا و دو و میدانی.
- مثال “The swim meet included teams from all over the state.”
- ترجمه: “مسابقه شنا شامل تیم هایی از سراسر ایالت بود.”
Showdown
مواجهه نهایی: رقابت یا درگیری نهایی که نتیجه آن برنده را تعیین می کند.
- مثال: “The showdown between the two rivals was intense.”
- ترجمه: “مواجهه نهایی بین دو رقیب شدید بود.”
Duel
دوئل: رقابت یا نبردی بین دو نفر، معمولاً در شرایط رسمی یا با قوانین خاص.
- مثال “The duel between the swordsmen was thrilling.”
- ترجمه: “دوئل بین شمشیر زن ها هیجان انگیز بود.”
Clash
برخورد: رقابت یا درگیری بین دو تیم یا دو فرد.
- مثال“The clash between the two teams was fierce.”
- ترجمه: “برخورد بین دو تیم شدید بود.”
Battle
نبرد: رقابت یا درگیری شدید بین دو گروه یا دو نفر.
- مثال “The battle for the championship was tough.”
- ترجمه: “نبرد برای قهرمانی سخت بود.”
Knockout
حذفی: نوعی مسابقه که در آن بازنده ها از دور رقابت حذف می شوند.
- مثال “He was knocked out in the second round.”
- ترجمه: “او در دور دوم حذف شد.”
Qualifier
مرحله مقدماتی: مسابقه ای که در آن شرکت کنندگان برای ورود به مرحله بعدی رقابت می کنند.
- مثال “She won the qualifier to enter the main event.”
- ترجمه: “او مسابقه مقدماتی را برای ورود به رویداد اصلی برد.”
Round
دور: یکی از مراحل متعدد در یک مسابقه یا رقابت.
- مثال “He advanced to the next round.”
- ترجمه: “او به دور بعدی صعود کرد.”
Series
سری: مجموعه ای از مسابقات یا رقابت ها که به صورت متوالی برگزار می شوند.
- مثال “The World Series is the championship of Major League Baseball.”
- ترجمه: “سری جهانی، قهرمانی لیگ بزرگ بیسبال است.”
Heat
دور مقدماتی: یکی از مراحل اولیه مسابقه، به ویژه در ورزش های دو و میدانی و شنا.
- مثال “He won his heat to qualify for the finals.”
- ترجمه: “او دور مقدماتی خود را برد تا به فینال راه پیدا کند.”
Final
نهایی: آخرین و مهم ترین مرحله یک مسابقه که برنده نهایی را تعیین می کند.
- مثال “They reached the final after a tough competition.”
- ترجمه: “آن ها پس از یک رقابت سخت به فینال رسیدند.”
Semifinal
نیمهنهایی: مرحله ای که قبل از فینال برگزار می شود و برندگان آن به فینال راه مییابند.
- مثال “The team played very well in the semifinal.”
- ترجمه: “تیم در نیمه نهایی بسیار خوب بازی کرد.”
Quarterfinal
یکچهارم نهایی: مرحله ای که قبل از نیمه نهایی برگزار می شود.
- مثال “He lost in the quarterfinals.”
- ترجمه: “او در یک چهارم نهایی باخت.”
Elimination
حذفی: رقابتی که در آن بازنده ها از ادامه مسابقه حذف می شوند.
- مثال “It was a single-elimination tournament.”
- ترجمه: “این یک تورنمنت حذفی تک بازی بود.”
Scrimmage
تمرین مسابقه ای: بازی یا مسابقه ای که به صورت غیر رسمی و برای تمرین برگزار می شود.
- مثال “The teams had a scrimmage to prepare for the season.”
- ترجمه: “تیم ها برای آماده سازی فصل یک بازی تمرینی داشتند.”
Trial
آزمایشی: رقابتی برای ارزیابی مهارت ها و توانایی ها، معمولاً برای انتخاب اعضای تیم یا شرکت کنندگان در مسابقه.
- مثال“He attended the trials for the national team.”
- ترجمه: “او در آزمون های تیم ملی شرکت کرد.”
Derby
داربی: مسابقه ای بین دو تیم یا افراد که معمولاً از یک منطقه یا شهر هستند.
- مثال “The local derby between the two football clubs was exciting.”
- ترجمه: “داربی محلی بین دو باشگاه فوتبال هیجان انگیز بود.”
Relay
ریلی: نوعی مسابقه که در آن تیم ها به صورت نوبتی مسابقه می دهند.
- مثال “The relay race was thrilling.”
- ترجمه: “مسابقه ریلی هیجان انگیز بود.”
Marathon
ماراتن: مسابقه دویدن طولانی مدت، معمولاً با مسافت 42.195 کیلومتر.
- مثال “He completed the marathon in under four hours.”
- ترجمه: “او ماراتن را در کمتر از چهار ساعت به پایان رساند.”
Sprint
دو سرعت: مسابقه دویدن با مسافت کوتاه و سرعت بالا.
- مثال “She won the 100-meter sprint.”
- ترجمه: “او مسابقه دو سرعت 100 متر را برد.”
Run
دویدن: به طور کلی به هر نوع مسابقه دویدن اشاره دارد.
- مثال “He participated in the charity run.”
- ترجمه: “او در مسابقه خیریه دویدن شرکت کرد.”
Contestant
شرکت کننده: فردی که در مسابقه شرکت می کند.
- مثال “The contestant answered all questions correctly.”
- ترجمه: “شرکت کننده به تمام سوالات درست پاسخ داد.”
Competitor
رقیب: فردی که در یک مسابقه با دیگران رقابت می کند.
- مثال “He is a strong competitor in the race.”
- ترجمه: “او رقیب قوی ای در مسابقه است.”
Opponent
حریف: فرد یا تیمی که در مقابل شما در یک مسابقه قرار دارد.
- مثال “His opponent was very skilled.”
- ترجمه: “حریفش بسیار ماهر بود.”
Team
تیم: گروهی از افراد که با هم در یک مسابقه شرکت می کنند.
- مثال “The team worked together to win.”
- ترجمه: “تیم با هم کار کردند تا برنده شوند.”
Athlete
ورزشکار :فردی که در ورزش های مختلف شرکت می کند.
- مثال“She is a professional athlete.”
- ترجمه: “او یک ورزشکار حرفه ای است.”
Sportsmanship
روحیه ورزشی: رفتار منصفانه و احترام به حریفان در مسابقات.
- مثال“Good sportsmanship is important in all sports.”
- ترجمه: “روحیه ورزشی خوب در همه ورزش ها مهم است.”
Victory
پیروزی: بردن یک مسابقه یا رقابت.
- مثال “They celebrated their victory.”
- ترجمه: “آن ها پیروزی خود را جشن گرفتند.”
Defeat
شکست: باختن در یک مسابقه یا رقابت.
- مثال“He accepted his defeat gracefully.”
- ترجمه: “او شکست خود را با افتخار پذیرفت.”
Score
امتیاز: نتیجه یک مسابقه که بر اساس عملکرد شرکت کنندگان تعیین می شود.
- مثال “The final score was 3-2.”
- ترجمه: “نتیجه نهایی 3-2 بود.”
Tie
مساوی: حالتی که در آن دو تیم یا دو فرد امتیاز برابر دارند.
- مثال “The game ended in a tie.”
- ترجمه: “بازی با مساوی به پایان رسید.”
Overtime
وقت اضافه: زمان اضافی که برای تعیین برنده در یک مسابقه برگزار می شود.
- مثال“The match went into overtime.”
- ترجمه: “مسابقه به وقت اضافه کشیده شد.”
Ranking
رتبهبندی: قرار دادن شرکت کنندگان یا تیم ها در یک لیست بر اساس عملکرد آن ها.
- مثال “She improved her ranking this season.”
- ترجمه: “او رتبه خود را در این فصل بهبود بخشید.”
Medal
مدال: جایزه ای که به برندگان مسابقات اهدا می شود.
- مثال“He won a gold medal.”
- ترجمه: “او یک مدال طلا برد.”
Trophy
جام: جایزه ای که به برندگان مسابقات مهم اهدا می شود.
- مثال “The team lifted the championship trophy.”
- ترجمه: “تیم جام قهرمانی را بلند کرد.”
Podium
سکو: محل ایستادن برندگان مسابقات برای دریافت جوایز.
- مثال “She stood on the podium to receive her medal.”
- ترجمه: “او برای دریافت مدال خود بر روی سکو ایستاد.”
Record
رکورد: بهترین عملکرد ثبت شده در یک مسابقه.
- مثال“He set a new world record.”
- ترجمه: “او رکورد جدیدی جهانی ثبت کرد.”
سخن پایانی
موسسه راشد مشهد سال هاست در زمینه آموزش زبان های خارجی مانند انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، روسی، ایتالیایی و … سابقه دارد. مدرسین متخصص راشد با داشتن برنامه جامع و متنوع آموزش زبان انگلیسی و محتوای به روز، کلاس هایی بر پایه تعامل دانش آموزان و مدرس باهم، مسیر یادگیری انگلیسی را برای شما تسهیل و تسریع می کنند. در کلاس های راشد از ابزارهای آموزشی مدرن برای جذاب تر کردن فرآیند یادگیری استفاده می شود. این دوره ها به صورت عمومی، خصوصی، حضوری و آنلاین برگزار می شود. شما با صحبت با دانشجویان فعلی دوره انگلیسی راشد و یا مطالعه نظرات و بازخورد های آن ها می توانید از کیفیت دوره ها اطمینان حاصل کنید. برای ثبت نام در دوره ها همین امروز با مشاوران ما در شعب راشد مشهد تماس بگیرید.
اگر تمایل به دریافت اطلاعات بیشتری در مورد دورههای آموزشی یا تخصص اشتغال و مهاجرت دارید میتوانید از راه های ارتباطی زیر استفاده نمایید.
مطالب زیر را حتما بخوانید
-
آزمون آلمانی چی بدیم ؟ ÖSD Telc Goethe
1.42k بازدید
-
آموزش حسابداری برای بازار کار: از صفر تا استخدام
1.72k بازدید
-
ورکشاپ طراحی کاراکتر بازی؛ ورود به دنیای خلاقیت دیجیتال برای نوجوانان و جوانان
1.71k بازدید
-
۱۰ راهکار برای دو زبانه شدن کودک
2.32k بازدید
-
تقویت حافظه بلند مدت کودکان با یادگیری زبان انگلیسی
2.28k بازدید
-
8 فعالیت و بازی سرگرم کننده برای آموزش لغات زبان
2.3k بازدید



دیدگاهتان را بنویسید